تبليغاتX
http://businesskey.blogfa.com
everything

بازاريابى شبكه اى تجارت الكترونيك يا توطئه اى هرمى؟

بازاريابى شبكه اى براى نخستين بار در سال ۱۹۲۱ در آمريكا توسط يك كلاهبردار حرفه اى به نام چارلز پونزى ابداع گرديد و در محافل آكادميك اقتصادى به عنوان طرح پونزى يا بازى پونزى مطرح گرديد.
همچنانكه ملاحظه مى شود زمان ابداع تجارت شبكه اى يا تجارت هرمى بسيار زودتر از توسعه شبكه هاى كامپيوترى و اينترنتى است و لذا نمى توان آن را زاييده تجارت الكترونيكى دانست. اما گسترش اينترنت و دسترسى آسان و نسبتاً ارزان به اين وسيله، موجب شده است بازاريابى شبكه اى در سطح بين المللى گسترش يابد. بازاريابى شبكه اى يا هرمى هميشه منافع حتمى مؤسسان شبكه را به قيمت متضرر شدن اكثر اعضاى سرمايه گذارى كننده در شبكه دنبال مى كنند.
بازاريابى شبكه اى در اقتصاد ايران هراز چندگاهى نمود پيداكرده است و پس از گسترش فعاليت كم كم و يا به سرعت منسوخ گرديده است مانند پنتاگون، پارادايس طلوع ديده، سياتل، گلدكوئيست و...
سالها پيش كارتهاى پنتاگونا بين مردم شيوع پيداكرد و پس ازمدتى برچيده شد و دهها هزارتن از مردم مشهد ميليونها تومان پول خود را درآن ازدست دادند و سرانجام نيز مشخص نشد كه بانيان و مؤسسان اصلى اين شبكه هرمى چه كسانى بودند.
پس از پنتاگونا، گلدكوئيست با طرحى جديدتر و ظاهر فريبنده ترى وارد محافل شد و طى سالهاى گذشته به دور از چشم مأموران قضايى و انتظامى كشور ميلياردها تومان پول مردم به ارز تبديل شد و از كشور خارج گرديد. اكنون دادسراى عمومى و انقلاب تهران اعلام كرده كه بيش از ۱۰ تن طلاى قاچاق متعلق به شركت گلدكوئيست كه تقلبى است در گمركات فرودگاه مهرآباد كشف و توقيف شده است و دستور مسدودشدن سايت اينترنتى اين شركت نيز به مخابرات داده شده و تاكنون از سراسركشور بيش از ۵۰۰۰ شكايت به شعبه سوم دادسراى رسيدگى به جرايم كاركنان دولت و رسانه ها رسيده است. هنوز پرونده قضايى گلدكوئيست مختومه اعلام نشده است كه شبكه بازاريابى اى بى ال و الماس ۷ ستاره به دور از چشم سيستمهاى نظارتى كشور فعاليت خود را در ايران شروع كرده اند.
دراين مقاله ابتدا طرح پونزى توضيح داده مى شود و سپس به ذكر چند مورد از بازاريابيهاى شبكه اى پرداخته مى شود و سپس آثار اقتصادى اين شبكه ها بيان خواهدشد.
داستان پونزى
در تابستان سال ۱۹۲۰ ميلادى رسوايى مالى عجيبى در شهر ماساچوست افشا شد كه در يك كلاهبردارى مالى انبوهى از سرمايه گذاران متضرر شدند. چارلز پونزى( ۱ )كه ايتاليايى الاصل بود به دليل كلاهبردارى مالى دستگيرشد.
پونزى به سرمايه هايى كه ۳ ماه نزد وى مى ماند نرخ بازدهى ۵۰ درصد اعطا مى كرد.
وى در ازاى دريافت مبلغ سپرده از سرمايه گذاران به آنها سندى مى داد كه ظرف ۳ ماه اصل سپرده را با ۵۰ درصد بازدهى به سپرده گذاران بازپرداخت نمايد.
كسانى كه نزد وى سرمايه گذارى كرده بودند به هنگام موعد بازپرداخت وام و سررسيد اسناد صدور شده توسط پونزى به وى مراجعه كرده و اصل سرمايه را با ۵۰ درصد بازدهى دريافت مى كردند. پرداخت ۵۰ درصد بازدهى روى سرمايه پولى آن هم در مدت ۳ ماه موجب شهرت پونزى در بوستون، ماساچوست و شهرهاى اطراف شد.
بسيارى از سرمايه گذاران خوش باور وساده لوح به اميد دريافت ۵۰ درصد بازدهى براى سرمايه خودشان به پونزى مراجعه كرده و نزد وى سپرده گذارى مى كردند. پونزى مدعى بود كه مى تواند روى پول ۴۰۰ درصد بازدهى ايجاد نمايد.
انبوه سرمايه گذاران مراجعه مى كردند و روز به روز پونزى مشهورتر مى شد. مقامات قضايى ايالات متحده نسبت به كسب و كار پونزى مشكوك شدند و ابتدا تصور مى كردند كه پونزى داراى طرحها وفعاليتهاى اقتصادى با سودآورى بالايى مى باشد اما با تحقيق و بررسى موشكافانه متوجه شدند كه وى از وجوه سپرده گذارى شده توسط سرمايه گذاران جديد براى پرداخت اصل سرمايه و بازدهى آن به سرمايه گذاران قبلى استفاده مى كرده است و توانسته است با صدور اسناد به شكل زنجيره اى ثروت زيادى به دست آورد.
پونزى دستگير و به زندان محكوم شد و سرانجام در فقر و فلاكت درگذشت. هزاران سرمايه گذار سرمايه خود را از دست دادند و متضرر شدند.
در محافل آكادميك اقتصادى سيستم كارپونزى به نام طرح پونزى( ۲ )يا بازى پونزى (۳ )مشهور است.
درواقع طرح پونزى سيستمى است كه افراد بخواهند بدهيها و تعهدات خودشان را با استفاده از وجوه ديگران بازپرداخت نمايند. مهمترين نكته در طرح پونزى اين است كه هرچه مرحله به مرحله براى بازپرداخت بدهى با استفاده از وجوه سپرده گذارى شده سرمايه گذاران جديدتر حركت نماييم تعهد انفجارى ايجاد مى شود. به اين معنا كه جهت پاسخگويى به تعهدات قبلى بايد منابع بيشترى جذب شود و اين چرخه جذب سپرده هاى بيشتر و ايجاد تعهد جديد نسبت به سرمايه گذاران جديدتر موجب ايجاد تعهدات سنگين تر براى شخص مى شود.نكته اساسى ديگر در بازى پونزى اين است كه هنگامى كه وجوه كافى براى بازپرداخت وامها دراختيار سيستم قرار نگيرد، سيستم به يكباره فرو مى ريزد.اكنون به تشريح فعاليت چند شركت بازاريابى شبكه اى پرداخته مى شود كه مبتنى بر طرح پونزى هستند.
بازاريابى شبكه اى( ۴)
بازاريابى شبكه اى كه به آن بازاريابى چندلايه اى ( ۵) و بازاريابى هرمى( ۶ ) نيز گفته مى شود عبارت است از بازاريابى محصول توسط مصرف كنندگان.
به عبارت ديگر محصول خاصى به جاى اينكه براى آنان تبليغات رسانه اى و مطبوعاتى انجام شود، توسط مصرف كنندگان خود محصول معرفى و تبليغ مى شود و هر مصرف كننده اى كه قصد بازاريابى براى محصول را دارد اگر موفق شود و تعداد معينى مصرف كننده جديد براى خريد محصول پيداكند از شركت مذكور پورسانت دريافت خواهدكرد.
اين نوع بازاريابيها تقلبى بوده و ماهيت بازى پونزى را دارند. جهت آشنا شدن با ماهيت فعاليت اين قبيل شركتها به تشريح عملكرد گلدكوئيست و اى بى ال پرداخته مى شود.
شبكه هرمى گلدكوئيست (۷)
گلد كوئيست يك كمپانى بين المللى به ظاهر هنگ كنگى است و مدعى است كه به خريداران و مشتريان محصول خود در ازاى معرفى و جلب مشتريان جديد پورسانت مى دهد.
در شبكه گلدكوئيست فرد در ابتدا مى بايست توسط يكى از اعضاى شبكه به سيستم معرفى و وارد شود.
سپس يك مبلغ اوليه به عنوان هزينه خريد محصول انتخابى از فرد دريافت مى شود.
اكثر محصولات انتخابى شركت سكه هاى طلا مى باشند. پس از آن فرد جديد نيز به فعاليت بازاريابى مشغول شده و با معرفى و جذب خريداران جديد از شركت پورسانت مى گيرد.
در هر مقطع زمانى درصدى از افراد هستند كه در انتهاى شبكه درختى( ۸ ) قرار دارند و پورسانتى به آنها تعلق نمى گيرد. اگر در گلدكوئيست گرفتن پورسانت را تعلق سود به افراد بدانيم، تعداد كل افراد واردشده به شبكه بيش از چهار برابر افراد سودكننده مى باشد. يعنى ۷۵ درصد واردشدگان به شبكه در هر مقطع زمانى افرادى هستند كه ضرركرده اند.
اين افراد به پورسانت اول خود نمى رسند مگر اين كه تعداد كل افراد واردشده چهاربرابر گردد و اين روند همچنان ادامه پيدا خواهدكرد. اين وضعيت از ديد كلى مانند اين است كه براى مداواى سلولهاى سرطانى يك بيمار لازم باشد چندين برابر تعداد سلولهاى سرطانى سلولهاى سالم شخص را آلوده كنيم. با اين كار تعدادى از سلولها بهبود يافته اند ولى سرطان گسترش بيشترى يافته است.شبكه گلدكوئيست به شيوه (۵و۵) پورسانت مى داد. در اين بازاريابى هر شبكه به صورت درختى كه شامل چند لايه بود درنظرگرفته مى شد. هر عضو جديد در يكى از لايه ها قرارمى گرفت. در بهترين شرايط عضوگيرى، لايه ها به شكل همزمان و در دو طرف چپ و راست آن به شكل متعادلى پرمى شد.
با توجه به اين كه شرط دريافت پورسانت در اين شبكه جذب ۵ عضو در سمت راست و ۵ عضو در سمت چپ بود، بنابراين هنگامى پورسانت تعلق مى گرفت كه عضوگيرى تا سه لايه بعد از عضو اتفاق مى افتاد.
به عبارتى هميشه سه لايه پايين تر نمى توانستند پورسانت بگيرند. سران اصلى اين شركت به ظاهر هنگ كنگى با اجيركردن تعدادى افراد نوعى تجارت شبكه اى به راه انداختند و از طريق اينترنت توانستند رابطه خود با زيرمجموعه ها را گسترش دهند. هرچند به چند مورد از مشتريان پورسانت دادند.
اما توانستند بدون اندك تلاشى صاحب ميلياردها دلار تومان سود شوند و ميزان قابل توجهى ارز از كشور خارج نمايند. با مسدود شدن سايت اينترنتى اين شركت در حدود ۵۰۰۰ نفر از هموطنان سرمايه خود را از دست دادند و براى استرداد پول خود به مقامات قضايى كشور شكايت كرده اند.

+ نوشته شده در  Sat 10 Nov 2007ساعت   توسط seyed ata moosavi |