تبليغاتX
http://businesskey.blogfa.com
everything

مديري كه ژست مي‌گيرد ماندني‌تر است

گاهي آنقدر از شيوه اصولي مديريت دور مي‌شويم كه ژست گرفتن به عنوان يكي از ويژگي‌هاي مدير باب شده و يكي از اصول اساسي شيوه‌هاي مديريت به شمار مي‌رود. از آنجا كه رفتار غيراصولي و غيرانساني هيچگاه نمي‌تواند نهادينه شود، رفتار خشك برخي مديران هيچگاه مورد پذيرش عموم قرار نگرفته است. آنچه كاركنان را ناگزير به تحمل رفتار غيراصولي برخي مديران مي‌كند عدم امنيت شغلي و مشكلا‌ت اقتصادي است.
    البته رفتار منطقي و جدي براي رسيدن به اهداف سازمان و حفظ ساختار آن را نبايد با حركات مصنوعي عمدتا خشن كه رنگ و لعاب بي‌توجهي دارد، يكي گرفت. 
   به نوشته روزنامه اعتماد ملي در تعريف علم مديريت گفته‌اند كه مديريت به معناي انجام كار از طريق ديگران است، از سوي ديگر مديريت را هم علم و هم فن و هم هنر مي‌دانند. تمامي اين موارد صحيح است زيرا در زندگي روزمره خود شاهديم كه برخي افراد ذاتاً مدير هستند و به‌خوبي مي‌دانند چگونه ديگران را به‌كار گيرند.
    چنانچه روندها نشان مي‌دهد در سال 2020 هر هفتاد روز حجم دانش بشري دو برابر مي‌شود و اين نشان‌دهنده سرعت كهنه شدن مطالب علمي در سال‌هاي آينده است و علم مديريت نيز در همين راستا در حال تحول است.
    گاه مشكلا‌ت از جاهايي سر برمي‌آورند كه ما در تشخيص جايگاهشان دچار ندانم‌كاري شده يا اگر آن را رديابي كنيم به سهولت از كنار آن مي‌گذريم وحتي در برخي موارد مجبوريم كه از كنار آن بگذريم. امروزه ضعف مديريت در كشور ما از جمله مشكلا‌تي است كه اكثر سازمان‌هاي بزرگ و كوچك با آن دست و پنجه نرم مي‌كنند و هرساله اين سازمان‌ها زيان‌هاي بزرگي را متحمل مي‌شوند كه جبران آن بسيار زمان‌بر و هزينه‌بر است، مخصوصا در بنگاه‌ها و سازمان‌هاي دولتي كه افراد با استفاده از يك‌سري رانت‌هاي سياسي و اجتماعي و نه شايسته‌سالا‌ري به پست‌هاي مديريتي دست پيدا مي‌كنند كه حتي خودشان هم تصورشان نمي‌شود.
    اين دسته از مديران در زمان مديريت خود همواره دچار اضطراب و تشويش هستند و بيشتر اوقات خود را صرف اموري مي‌كنند كه بتوانند بيشترين بهره شخصي را از آن سمت ببرند زيرا مديراني كه بر اساس عدم شايسته‌سالا‌ري وارد عرصه مديريت مي‌شوند همواره خطر بركناري و از دست دادن پايگاه قدرت آنها را تهديد مي‌كند. يكي از خصوصياتي كه مي‌توان در مديران به آن برخورد ژست مديريتي افراد است. اين مديران كه همان كارمندان يا كارشناسان ساده ديروز يك سازمان يا مجموعه‌ بوده‌اند و امروز به دلا‌يل مختلف پشت ميز مديريت نشسته‌اند اولين استراتژي‌اي را كه براي خود تعيين مي‌كنند ژست گرفتن است و به نوعي سعي دارند تا از اين طريق بر ضعف‌هاي مديريتي سرپوش بگذارند. البته منظور از ژست گرفتن آن است كه همان كارمند يا كارشناس ديروز كه امروز مدير يك مجموعه شده است هميشه در يك اتاق دربسته مي‌ماند و يا در خارج از شركت يا سازمان در جلسات مختلفي كه معلوم نيست براي چيست و يا جلسات چند ساعته كه در داخل شركت يا سازمان برگزار مي‌شود، به‌سر مي‌برد.
    سوال اينجاست كه چرا مديران ما ژست مي‌گيرند و يا چرا اغلب اوقات كه با مديري كار داريم در جلسه به‌سر مي‌برد؟
    ژست گرفتن يك مدير در برخي از محيط‌هاي كاري لا‌زم و ضروري است زيرا در اين گونه محيط‌ها كارمنداني وجود دارند كه ظرفيت ارتباط و برخورد صميمانه را ندارند و زماني كه اين حالت رفاقت و صميميت را در مدير خود مي‌بينند آن را فردي ساده و بي‌لياقت قلمداد مي‌كنند. ما در جامعه‌اي زندگي مي‌كنيم كه برخي از رفتارهاي مديران در اين جامعه به صورت الگو براي ديگر مديران درآمده است يعني اگر مديري از يك پست مديريتي كوچك به سطح بالا‌تري ارتقا پيدا كرد بايد ارتباط خود را با اجتماع كم كند. نوع لباس، خودرو، مسكن و... او بايد تغيير كند و از مواد شيك‌تر و گران‌تر استفاده نمايد كه اين نوع طرز تفكر به محيط‌هاي كاري سوق داده مي‌شود و با كارمندان خود نيز رفتارهاي خاصي را برمي‌گزيند.
    افرادي كه براساس شايسته‌سالا‌ري مدير مي‌شوند و خودشان انسان‌هاي بزرگ و باشخصيتي هستند و وقتي در يك پست مديريتي بزرگ قرار مي‌گيرند نسبت به آن موقعيت احساس چنداني ندارند زيرا تجربه چنين كاري را قبلا‌ و براساس شايستگي خود داشته‌اند اما افراد كوچكي كه نه شايستگي و نه لياقت مقامي را دارند و در عين حال در يك سمت بزرگ گمارده مي‌شوند خودبه‌خود به گونه‌اي برخورد مي‌كنند كه ژست افراد بزرگ را به خود بگيرند، درصورتي كه خودشان آدم‌هاي كوچكي هستند.
    مشكل اصلي مديراني كه ژست مديري مي‌گيرند اما يك مدير واقعي از نظر كارآيي نيستند آن است كه سيستمي براي اين مدير تعريف مي‌كنند كه به چه صورت رفتار كند و اين مدير هم به دليل نداشتن تجربه مديريت تحت تاثير سيستم تعريف‌شده قرار مي‌گيرد و رفتار مي‌كند.
    سيستم مديريتي كشور ما نياز به تغيير و تحول اساسي دارد زيرا به اين بخش مهم چندان بها داده نشده است و اغلب مديران ما براساس رانت‌خواري و نه شايسته‌سالا‌ري در پست‌هاي كليدي قرار مي‌گيرند و سازماني كه با سرمايه‌گذاري زياد مشغول فعاليت است به دست افرادي سپرده مي‌شود كه اساس آن را خراب مي‌كنند كه بايد دوباره از ريشه و با صرف هزينه كلا‌ن و وقت زياد آن را ساخت.
    در حال حاضر علم مديريت در دنيا يكي از مهم‌ترين علوم به شمار مي‌رود و دائما در حال تغيير و تحول است و در شكل‌گيري ارزش افزوده اقتصادي نقش بسزايي دارد. امروزه مديريت از حالت امر و نهي و ديكته كردن كارها به پرسنل خارج شده و به رهبري تبديل شده است. امروز يك مدير خوب خطوط اصلي در جهت اهداف سازمان را تعيين مي‌كند نه اينكه به پرسنل خود بگويد كه چه بكنند و چه نكنند. يك مدير واقعي آن است كه از قواي خلا‌ق پرسنل خود نهايت استفاده را ببرد نه اينكه از توانايي‌هاي كاركنان خود احساس خطر كرده و روابط خود را با آنان قطع كند.
    يكي از بارزترين مشكلا‌تي كه در بخش مديريت كشور ما حاكم است آن است كه اگر شخصي مديريت يك مجموعه يا سازمان يا نهاد و يا حتي وزارتخانه را بر عهده داشته باشد اما در كار خود موفق نباشد در پست مديريتي حساس‌تري قرار مي‌گيرد كه اصلا‌ تخصص آن را ندارد؛ يعني موقعيت يك مدير در جامعه ما حتي با وجود شايسته نبودنش نه‌تنها تنزل پيدا نمي‌كند بلكه دائما در حال صعود است.
    اميد است كه دولت‌ها در انتخاب مديران شايسته‌سالا‌ري را مدنظر قرار داده و مديران نيز سعي كنند تا از خلا‌قيت‌هاي نهفته كاركنان خود با ايجاد ارتباط صحيح و منطقي نهايت استفاده را ببرند.

+ نوشته شده در  Mon 12 Nov 2007ساعت   توسط seyed ata moosavi |